یک دقیقه بیشتر

در

شب یلدا برای ما ایرانی ها شبی هست که همیشه پر بوده از خاطره ، خاطرات خوب و شیرینی که هرسال از اونها یاد میشه .

شبهائی که همه دور هم جمع میشن و محوریت این جمع پدر بزرگ ها و مادر بزرگهائی هستند که قصه هائی رو تعریف میکنن که ربط داره به اومدن زمستون و فصل سرما ، یا به قول اونها ننه سرما .

از قدیم رسم بوده شب یلدا کنار این قصه های شیرین و موندگار ، آجیل مخصوص این شب و انار دون شده مخلوط با گلپر و نمک و هندونه سرخ محبوبی که شیرینیش و عطرش عقل از سرت می پرونه هم باشه .

یکی دیگه از رسم های این شب حافظ خونی و بساط داغ فال حافظ هستش که بابابزرگ جمع ، همیشه با صدای قشنگش مصرع به مصرع و بیت به بیت چه دلبری هائی که با خواجه شیراز نمیکنه .

همه و همه این قشنگیها به بهونه بلند بودن این شب هستش که حسابی این شب رو متمایز کرده نسبت به شبهای دیگه ، کوچیک که بودم همیشه فکر میکردم شب یلدا یا همون شب چلّه قدیمی ترها اونقدر طولانیه که صبح دیر تر از همیشه نوبتش میشه و خورشید دیرتر طلوع میکنه ما هم کلی میتونیم بیدار بمونیم ، اما بعدش فهمیدم نه بابا تمام این همه تفاوت فقط و فقط به خاطر یک دقیقست .

امان از این یک دقیقه که چه گفتنی ها و شنیدنی هائی داره .

این یک دقیقه زمان من با یک دقیقه زمان پدر من خیلی فرق میکنه ، خیــــــــــلی .

شب یلدای زمان پدر من همه آدمها در یک سطح بودن ، کسی به کسی فخر نمی فروخت ، بین مردم صداقت و یکرنگی همیشه حرف اول رو میزد ، احترام کوچیکتر به بزرگتر از واجب واجبات بود و خیلی چیزهای دیگه که بین آدمها براش حرمتی قائل میشدن .

توقعات آدمهای اون موقع اینقدر پائین بود که وقتی دور همدیگه جمع میشدن نیاز نبود جلوی روی طرف در همون جا پشت سرش پچ پچ کنن و یک نفر رو سوژه کنن و بهش فخر بفروشن .

هیشکی دنبال منفعت و سود خودش نبود ، آدمهای اون روزگار یهوئی تو این شب رنگ نمی باختن و دنبال تیغ زدن بقیه نبودن .

اما شب یلداهای زمان من تا دلت بخواد پر شده از اختلافات طبقاطی ، فخر فروشی و من از فلانی خوشم نمیاد و خونه فلانی نمیرم و باید بریم خونه مامان من و اینجور بچه بازی ها .

مردم زمان شب یلداهای من اونقدر ماشینی شدن که دیگه حوصلشون نمیاد برن توی صف وایستن برای خریدن آجیل شب یلدا ، یا اگر حوصلشون هم بیاد ، هزینه های زندگی هاشون اونقدر زیاد شده که توان خرید انار کیلوئی 4000 تومن رو ندارن ، اناری که شب قبلش کیلوئی 2000 تومن فروخته میشه .

اینجاست که می بینی سواستفاده از زمان و آدمها چقدر فاصله می ندازه بین شب یلدای زمان من با شب یلداهایی که پدرم از اون قدیم ندیم ها برام تعریف میکنه .

اون موقع ها پدر بزرگ که حافظ دست میگرفت همه ساکت بودن ، کسی وسط جمع ولو نمیشد روی زمین ، پای کسی دراز نمیشد جلوی بقیه ، حسن به حسین نمی گفت این اس ام اس رو خوندی و بلند بلند نمی خندیدن ،  فریبا به فرزانه نمی گفت بولوتوثت رو روشن کن تا آهنگ جدید ساسی مانکن رو برات بفرستم .

عروس یا دوماد جدید خانواده نمیگفتن من از فک و فامیل شما خوشم نمیاد ، میخوام برم خونه مامانم اینها .

وااااااای چه کرده با ما این زندگی های مکانیکی ، افسوس و صد افسوس .

هیچ وقت شب یلدا ها رو دوست نداشتم ، البته باید ببینی چرا و اصلاً برات فرقی میکنه یا نه .

همیشه عصرهای روز 30 آذر که شبش منتهی میشه به شب یلدا میرم تو خیابونها و آدمها رو نگاه میکنم ، از بعضی صحنه ها لذت میبرم و از دیدن بعضی از صحنه ها جیگرم آتیش میگیره .

شادی و هیجانی که بین یکسری از آدمها برای خرید شب یلدا هنوز مقداری ازش باقی مونده ، خیلی قشنگ و هیجان انگیزه . شرمندگی بابای خونه هم که میتونی اون رو موقع سئوال از فروشنده که آقا انار هاتون کیلوئی چنده و فروشنده در جواب میگه مثلاً 4000 تومن ، توی صورتش نقش می بنده و حسرت خریدش توی دلش می مونه ، اما به خاطر اینکه دست خالی توی خونه نخواد بره فقط و فقط و فقط 3 تا دونه انار انتخاب میکنه و میگه آقا این رو برام حساب کن ، همونجا جیگرت رو آتیش میزنه .

دلت میخواد جلو بری و چند کیلو انار یا یدونه از اون هندونه های شیرین و خوش عطر رو براش بخری و تقدیمش کنی ، اما از غرورش که بهش افتخار میکنه خجالت میکشی و پات پیش نمیره .

آره شاید برات فرقی نکنه و سه سوت خریدت رو انجام بدی و بپری پشت بی ام دبلیوت و گازش و بگیری و بری خونت ، غافل از اینکه بدونی تو شهری که داری توش زندگی میکنی چی داره به مردم میگذره .

شب هم که تلویزیونت رو روشن میکنی و توی اخبار می شنوی که فلانی دهن گشادش رو باز کرده و میگه : ما تو کشورمون فقیر نداریم و وقتی ازش سئوال میکنن شما به چه قشری میگین فقیر ، دهن گشادش رو بیشتر باز میکنه و میگه به قشری که شب رو گرسنه نخواد بخوابه .

ای تو روح هرچی آدم دهن گشاده ….

ببین این بلندی شب یلدا چه تاثیری گذاشت روی روده درازی های من ، چقدر این متن داره بلند میشه ، اما من دوست ندارم اونی که رفت توی روح اون آدم دهن گشاد توی روح من هم بره ، پس واسه همین دیگه ادامه نمیدم و برای همتون آرزو میکنم یلداتون مبارک باشه و اون یک دقیقه طولانی بودن این شب بازم حال و هوای زمان باباهامون رو بگیره . انشاالله

پی نوشت متن : گرانی یک شبه تنها یادگاری یلداست ، یلداتون مبارک آدم فقیرها .

پی نوشت تصویر : اینروزها حافظ شب یلدا هم سبز شده .

22 دیدگاه مال خودتان را بیفزایید

  1. زروان ازلی می‌گوید:

    خیلی دلت پره.فقر همیشه فقره شب یلدا یا چنین مناسبت هایی فقرتره . از خیلی از رسم های قبلی خوشم میاد و از خیلی ها هم دل خوشی ندارم. آن موقع همه چیز خوب نبوده الان هم همه چیز خوب نیست. هر دوره خوبی و بدی خاص خودش را داره
    موفق باشی

  2. سارا می‌گوید:

    خوش به حال اونایی که یلدا دارن چه فقیر چه غنی….

    ما که خونمون از همیشه سردتر و شبهاشم بلندتره….

    چقدر امسال تو خونه ی ما همه چی غریبست حتی یلدا؟؟…

  3. پری سا می‌گوید:

    ……………!!!
    ای تو روح هرچی آدم غیرتیه ….

  4. مهسا رادپناه می‌گوید:

    سلام علی جان مهسا هستم …مثل همیشه زیبا نوشتید یه جورایی داقعا راست میگید ما هم امشب دایی و خاله خونه ما مهمون بودن درست حرف های شما پیتزا جای آجیل و بولوتوث جای فال حافظ و بحث ها سر فلان برج فلان مزایده اون مناقصه قیمت طلا و…. حکایت فرق کرئده به نظر شما اگه حافظ توی قرن ما زندگی میکرد بیخیال غزل گفتن نیمشد من که فکر کنم یه بنگاه معاملات ملکی چیزی باز میکرد شب یلدا شب عید شرمنده زن و بچه اش نشه … بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هر چی میکارم واسه تو اهل این طاعونیه قبیله ی مشزقیم تویی اون مسافر شیشه ایه شهر فرنگ …میدونید امشب واسه من و شما خوشگله واسه خیلی اشخاص فقط گرونیش میمونه ..نباید مرثیه گوو باشم واسه خاک تنم تو آخه مسافری خاک تن این جا منم شهر من خاک منه ساقه گندم تن تو تن ما تشنه ترین تشنه ی یک قطره ی آب .. خیلی ارادت داریم

  5. saaideh می‌گوید:

    سلام
    بلندترین شب سال مبارک!
    چه فقیر و چه غنی چه با انار و هندوانه و آجیل و چه بدون آنها شب یلدا بلندترین شب سال است!
    دعا کنیم انسانیت گم شده به اندازه هماه یک دقیقه افزایش یافته و معرفت ها بیدار!
    آدمی را آدمیت لازم است
    چوب صندل بو ندارد هیزم است
    سبزی حافظ را به فال نیک گرفته فالی بگشا!
    همیشه سبز باشی!
    یا علی

  6. کمیاب می‌گوید:

    @ زروان
    آره دلم خیلی پره از آدمهای روزگار

    ——————
    @ سارا
    چقدر ؟

    ——————
    @ پری سا
    حرف نداری

    ——————
    @ مهسا
    شرمندمون کردی

    ——————
    @ سعیده
    انشاالله ، علی یارت

  7. ارش می‌گوید:

    زیبا و دردناک بود
    .
    این شب با همه زیبایی هایش داستانی دارد هفت رنگ
    داستانش زیبا نیست در میان این مردمان رنگ رنگ
    رنگ ما خالص گهی خاکستریست
    رنگ آنها اما
    رنگ دل نیست
    رنگی جوهریست
    .
    نوشتت زیبا بود فی البداهه یه چیزی گفتم زیاد بش دقت نکن…
    بلاخره تونستم نظر بدم

  8. کمیاب می‌گوید:

    @ آرش
    موفقیتت رو تبریک میگم ، نوشتت هم عالی بود پسر

  9. الهام می‌گوید:

    علی جان
    یلدا برای من همیشه معنی حافظ میدادخ و انار و خانواده که به این بهانه دور هم جمع میشن
    توی سنتهای ایرانی این یکی رو بیشتر از بقیه دوست دارم
    یه معنی دیگه هم میده که خیلی شیرینه
    یلدا یعنی اینکه میتونی یک دقیقه بیشتر بخوابی

    یلدات مبارک

  10. فرشاد می‌گوید:

    يادش بخير ….

    چي بگم اخه ؟؟ متاسافانه اين مسائل تو چند سال اخير پيش اومده و جالبه كه به خاطر همين هزينه هاي سنگين خيلي ها مهمون قبول نميكنن و با بهانه كه داريم ميريم خونه فلاني از سرشون مهمون رو باز مي كنن ..
    حق دارند .. واسه خانواده خودش تهيه كنه مهمون پيشكش …

    البته اين زندگي ماشيني باعث شده مردم به جاي پسته و آجيل فله برن و محصولات مزمز بخرن (خودم با چشمام ديدم)

  11. مینا کیانی می‌گوید:

    سلام امسال شب یلدا تو خونه بودیم بدون جمع شدن نمیدونم چی شده که کسی دوست نداره کسی رو ببینه حتی خوشحال بودم که نمی خواستم مثل هر سال دنبال هندونه و انارو آجیل باشم و جایی بنشینم و از اولی که می رم تا اخرش بخورم و هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشم

  12. مینا کیانی می‌گوید:

    وبلاگ شما لینک شد

  13. وروجک می‌گوید:

    انار کیلویی 4000 تومن؟؟؟؟!!!! [تعجب]. چه خبره؟؟ من که چند ساله نه 4شنبه سوری داشتم, نه نوروز, نه یلدا هیچی. خوش بگذرونین. یلدات مبارک کمیاب جان.

  14. voroojak می‌گوید:

    انار کیلویی 4000 تومن؟؟؟؟!!!! چه خبره؟؟ من که چند ساله نه 4شنبه سوری داشتم, نه نوروز, نه یلدا هیچی. خوش بگذرونین. یلدات مبارک کمیاب جان.

  15. جنون ِ جنوبي می‌گوید:

    آقا من که بعد از شب یلدا موفق به خووندن این پست شدم . در شب یلدا انار و هندوونه و آجیل هم نخوری اما ضمیر و اندیشه ای روشن درونت را روشن درخشان کنه عمر شب دیجور برایت کوتاه خواهد شد . به نظرم حتی قدیم و جدید نداره مهم اون اراده و تصمیم درونیه که باید نهادینه کردش .

  16. آسمان کوچک می‌گوید:

    خوبه که هنوز آدمیت از نفس نیفتاده….
    پسرعمو قدر نفسهاتو بدون…قدر قلمتم بدون….که تو این دوره زمونه واقعا غنیمته:)

  17. شهرام بیطار می‌گوید:

    سلام علی
    یلدا تو هم مبارک
    قالب جدید هم مبارک . اما من قبلی رو بیشتر دوست داشتم . zion بود اسمش . تو سایتشون چند تا رنگ دیگه هم از اون قالب بود . کاش از همون ها میذاشتی . در مورد یلدا هم همه حرفهات رو قبول دارم . روز به روز داریم بد تر میشیم . معلوم نیست به کجا میریم

    با درود و سپاس فراوان : شهرام

  18. وروجک می‌گوید:

    شما هم لینک شدی کمیاب جون.

  19. کمیاب می‌گوید:

    @ شهرام
    سلام شهرام عزیز
    اون قالب خیلی خوب بود خودم هم قبول دارم اما یکسری ضعفهائی داشت که بچه ها باعث میشد نتونن کامنت بزارن و باهاش مشکل داشتن ، برای همین این رو نهائیش کردم

  20. آی دا می‌گوید:

    شب یلدا را برای آشنایی های جدیدش دوست دارم و تو که جدید ترینشانی خوب…

    مراقب خودت باش، باش؟

  21. کمیاب می‌گوید:

    @ آی دا
    هستم

  22. شهرام بیطار می‌گوید:

    آره ، این هم خوبه . من هم برای همین مجبور شدم یه چیز ساده بذارم . ولی با قالب های ادامه مطلب دار خیلی حال میکنم .اون zion خیلی با حال بود . تو با چی قالب ها رو ادیت میکنی؟ من شانسی همه left ها رو right میکنم و این طوری فارسی میکنم قالب ها رو . ولی راه گرافیکی ای بلد نیستم . حالا یه لینک قالب بهت میدم ببین چیکارش میتونی بکنی . خیلی خوشکله . از سری همون زایونه . اینها رو هم کشف کردم . ببین اگه دوست داشتی بکن
    http://charkhe-gardun.blogspot.com/2009/06/blog-post_23.html
    این طوری تقویمش رو میشه فارسی کرد
    http://charkhe-gardun.blogspot.com/2009/06/blog-post_22.html
    این طوری متا تگ میذاری که بعداً تو استاندارد وب فارسی کارنامه میده بهت . تو موتور های جستجو هم خوبه
    http://charkhe-gardun.blogspot.com/2009/06/blog-post_16.html
    با این هم دگمه های بالاترین و اینها رو میشه گذاشت . فقط موقع گذاشتن کد ها توی بلاگم بین بعضی خط ها شون فاصله افتاده که ممکنه ایراد بده . تو موقع گذاشتن کد ها فاصله بین خط ها نذار . تو هم چیز میز جدید کشف کردی بهم بگو . این زر سیاه آرشیوشو هم فارسی کرده . اونو من نتونستم بکنم . ببین اگه موفق شدی خبرشو بده

    با درود و سپاس فراوان : شهرام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s