پرواز 096

در

يك توضيحي قبل از نوشتن متن جديد بدم و اون هم اينه كه در پست قبلي من نظري رو نوشتم كه بابتش حداقل با 10 نفر مشورت كرده بودم و نخواستم نظر شخصيم رو به خورد افكار و مغز شما عزيزان تزريق كنم .

برام جالب بود وقتي نظر ميلاد رو خوندم ، ياد جنگهاي گلاديوتوري افتادم كه قراره فقط يه نفر ازش جون سالم به در ببره ، ميلاد جون اينجا اينترنت هستش و محيط كاملاً مجازيه .

به قول معروف نه كوچه پس كوچه هاي نازي آباد هستش و نه دوره اكابر كه بخوان طرف رو فلك كنن ، داداش ما از شما اگر اين لحن رو هم اگر به كار نبري حساب ميبريم به مولا ، ختم كلوم ، راضي گرديدي ؟؟؟

با هزار سلام و صلوات تصميم گرفتم سوار هواپيما بشم و قبلش وصيتنامه اي رو تنظيم كردم و رفتم بليط گرفتم ، پرواز شماره 096 رو گرفتم و روانه فرودگاه شدم .

وقتي ساعت پروازت 8 صبح باشه تنها چيزي كه ميتونه خواب آلودگي اول صبح رو از كلت بپرونه محيط جذاب فرودگاه هستش كه اين اتفاق براي من افتاد و در همون بدو ورود انجام گرديد .

كارت پرواز رو كه صادر كردن قرار شد جهت ورورد به سالن مورد بازرسي بدني و روحي قرار بگيريم ، يادم مياد قبلاً به اين قسمت كه ميرسيدم اين اتاقه يه اسمي تو مايه هاي حفاظت و امنيت و اينا داشت اما برام جالب بود وقتي ديدم روي تابلو نوشته اتاق سپاه ، واقعاً ميخوام خسته نباشي بگم به برادران كه تا كجا ها كه نيومدن و فعاليت نميكنن .

خلاصه موبايل و وسايل رو تحويل داديم و از دري كه آدم رو ياد پل صراط مينداخت ، سرم رو كه بلند كردم هيبتي رو ديدم تو مايه هاي ژان والژان ، ماشالله قهرمان پرورش اندام بود برادرمون ، هرجائي كه دلش ميخواست و نمي خواست رو بازرسي كرد ، عشق بازي زيبائي بود البته يك طرفه چون من دستام بالا بود و اگر داخل ايران نبودم يحتمل از فرداش بهم ميگفتن هم جنس بازي ، البته خدا رو شكر آشنائي اونجا نبود كه اين صحنه رو ببينه ، خلاصه برادر فهميد اون بوق به خاطر كمربند بنده بوده است و ولاغير و با صدائي كلفت فرمودن : بفرمائيد داخل .

رفتيم و سوار هواپيما شديم ، از پله ها كه بالا ميرفتم پيش خودم گفتم تا اينجاش كه روحيه خواب آلودگيمون تبديل شد به افسردگي شديد ، خدا كنه همسفرائي داشته باشم كه تلافيش رو در بيارن با هم صحبتيشون تا تهران ، صندلي شما 9سي ، بعد از سلام و عليك با مهماندار صندليم رو پيدا كردم و هرچي فحش بود به اين شانس در پيتم دادم ، زوج خوشبختي همسفرم شده بودند كه حدوداً 85 سالي سنشون ، دربارش چيزي نگم بهتره :دي .

قبل از تيك آف نوبت انجام حركات تكراري پانتوميم مهمانداران بود ، همان دو درب در بغل و يك درب در جلو و ماسك اكسيژن معروف كه خانومي كه از بلندگو توضيحات رو ميداد علاوه بر زبان انگليسي در زبان فارسي هم مشكل داشت و تا تونست كلمات رو جا به جا ادا كرد ، دلم سوخت به حال اجر كننده ها .

به محض اوج گرفتن از روي باند فرودگاه ياد فيلمبرداري سريال لاست افتادم ، اخه تو بلندگو اعلام شد : اگر پزشك در پرواز وجود داره با كارت شناسائي خودش رو معرفي كنه ، بنده خدا يكي از مسافر ها موقع تيك آف حالش بد شده بود و نياز به تنفس دهان به دهان داشت ، كلي ياد جك افتادم و فداكاري هاش .

تا اينجاش يا خنديدين يا تاسف خوردين يا هيچ كاري نكردين ، خنده زيادش خوب نيست ، تاسف زياد هم روحيتون رو خراب ميكنه ، ادامه ندم بهتره هرچند كه خيلي از ماجرا باقي مونده .

پي نوشت : كل پرواز يك ساعت بود اما به اندازه سريال لاست اتفاق توش افتاد ، شايد يروز بقيش رو گفتم ، روزي كه پروازهاي ايران سر و سامون بگيره و من بخوام بگم يادش به خير عجب پروازي بود اين پرواز 096 ما .

14 دیدگاه مال خودتان را بیفزایید

  1. saaideh می‌گوید:

    سلام
    خدا قوت . چرا ناراحتی سپاه یعنی عشق و امید و همه چی مملکت بی سپاه مثل چاقوی بی دستست .
    تازه طرف خوش قواره هم که بوده لااقل یک عکس یادگاری باهاش می گرفتی!
    حالا مطمئنی که صدا فقط از بابت کمربند بوده ؟ از برادر سپاهی آدرس می گرفتی ببینی کمربند بی صدا کجا می فروشند .
    از شوخی گذشته کاش ادامش می دادی تا ما هم در هیجان سفر لاست گونه بیشتر همراهیت می کردیم .
    خسته نباشی . منتظر نوشته های جالبت هستم .

  2. حیاط خلوت می‌گوید:

    واي واي نگو كه ازين بازرسي بدني من دل پري دارم
    آخه لامصب صدبار هم بايد چكت كنن به خصوص اگه مسافر باشي نه همراه. بي شرفا دست تو هر … هم مي كنن. تازه سوالم مي كنن اينجاش چرا اونجوريه اونجاش چرا اينطوري حالا تو كه تا بناگوش سرخ شدي و داري به خودت مي پيچي بايد يه جوري حالي كني به طرف كه بقيه هم نشنون. آخه اين يعني چي . به نظر من اينا مشكل دارن به خدا وگرنه آدم عادي به همين راحتي نمي تونه دس كنه تو زواياي پيدا و پنهان غريبه ها :)))

    توي پروازم كه بله ! حالا اين همه پانتوميم اجرا مي كنن بعد موقع فرود اضطراري ملت رو از روي بال مي ندازن پايين

  3. کمیاب می‌گوید:

    @ سعيده

    ادامه هم ميديم ؛ در پست بعدي :دي

  4. کمیاب می‌گوید:

    @ حيات خلوت

    خدائي نميدونم اينا ناموس خودشون رو هم ميدن همكاراشون همين جوري بگردن يا نه

  5. لادن می‌گوید:

    الآن از پل صراط بلاگ آپ کردی؟

    مسافراش م به اندازه لاست خوش تیپ بودن؟

  6. فريبا می‌گوید:

    من هم پيه اين بازديدهاي بدني به تنم خورده و واقعا با حياط خلوت موافقم آدم عادي نمي تونه اينجوري بازيد بدني كنه واقعا چندش آوره اين كارهاشون وقتي هم اعتراض كردم كه رعايت كنيد اين چه حركت شنيعي است كه انجام مي ديد با پر روئي گفتن شما كه اينجا نيستيد نمي بينيد كجا اسلحه قائم مي كنند تازه يادم اومد كه چرا ديگه اونجا نيستم. راستي ادامه بده ما رو هم در تجربياتت شريك كن

  7. مـیلاد می‌گوید:

    متاسفم. هم برای تو و اون 10 نفری که دوروبرت هستن و با هم به این نتایج درخشان رسیدین!

    و البته بیشتر از شما، برای خودم که وقت گذاشتم و نظراتم رو برات نوشتم! و البته اگه نظر دادم واسه این بود که نوشته بودی جنبه شنیدن هر نظری رو داری.
    از این به بعد دقیقن بنویس که چه نظراتی رو با چه ادبیاتی میخوای داشته باشی که خواننده ها تکلیفشون رو بدونن. هر چند من هر چی نگاه کردم دیدم هیچ جای اون کامنت کوچه بازاری نبود و متنش هم موجوده و ملت میتونن برن بخونن.

    اما، یک پیشنهاد:
    اون پست شما رو و جواب من رو میذاریم به قضاوت عموم تا ببینیم کدومش بوی گند تحجر میده. (هرچند فکر میکنم توی همون پست جوابت رو بچه ها دادن/.)

    البته اضافه میکنم این نظراتی که تو داری نظرات غالب بر جامعه ماست. احتمالن اگه توی همون کوچه پس کوچه های نازی آباد که گفتی همچین چیزهایی رو مطرح کنی با اقبال عمومی مواجه میشی. این قماشی که اغلیت هستن و شما هم جزوشون هستی، همینجوری سرسری و از روی احساس و تعصب یه فتوایی میدین و فرداش هم همه چی تموم میشه. مهم اونه که اون حس غیرت شهوت گونه رو ارضا کنین. وگرنه پشتکار و جرات عمل به همین کارهای کوچیک رو هم ندارین.

    بهرحال

    این رو اصلن به حساب دلخوری و قهرهای متداول نزار ولی چون زبون هم رو نمیفهمیم در این فضای «مجازی» ازت خدافظی میکنم. ترجیح میدم جایی وقت بذارم که خواننده بتونه ازش استفاده کنه یا لااقل قدرت درک و تجزیه تحلیل نظرات موافق یا موافق رو با دلیل و برهان منطقی داشته باشه.

    «کماکان» خوش باشی ./

  8. saaideh می‌گوید:

    سخنی با جناب آقای میلاد :
    در جایی که صحبت از دلیل و برهان و منطق به میان می آید اینگونه عکس العمل ها خیلی کودکانه است .
    چرا حرف و بحث و نظرشخصی را با دیگر مسایل قاطی می کنید ؟
    چرا نا خواسته لبه تیز تیغ توهین را به هر سمتی می چرخانید ؟
    تا زمانی که ما تحمل شنیدن نظراتی به جز نظر خودمان را نداشته باشیم چگونه انتظار دارید به خواسته های بر حقمان که یکی از آنها همین ریشه کن کردن مسئله فقر و فحشا است برسیم ؟
    خوب است کمی جنبه شنیدن انتقاد را داشته باشیم و کل مردم یک منطقه را به دلیل سکونت در آن مکان
    با چوب افکار خود زخمی نکنیم .
    من هم پست مورد نظر و هم جوابیه شما را خوانده ام . هرکس نظری دارد آیا نویسنده پست درجایگاه قدرتی قرار دارد که بتواند این مسئله مهم راریشه ای از بین ببرد و یا چون نظر خود را بیان داشته باید اینگونه مورد بی مهری قرار گیرد ؟
    لااقل ما دیگر در این فضای مجازی با کلام درشت همدیگر را نیازاریم . اگر نظری را نپسندیدیم ملایم تر هم می توانیم بیان کنیم . در اینجا دیگر شمشیر از رو بستن عین بی انصافیست .
    به هر صورت امیدوارم موفق باشی .

  9. کمیاب می‌گوید:

    دوست سابق وبلاگ نويس فرهيخته من

    اغليت رو با قاف مينويسن

    اين تنها نكته در كامنتت بود كه ميشد بهش اشاره كرد

    موفق باشي كماكان

  10. میچیکو می‌گوید:

    اتفاقا من میخواستم بگم که اغلیت رو با قاف مینویسن که خود شما اشاره کردی!!
    بگذریم.
    من آی بدم میاد از این شماره 96 آی بدم میاد که نگو!
    آخه شماره ی پلاک ماشین های توی گرمسار ایران 96 هستش و از بس که من این شماره رو دیدم حالم ازش بهم میخوره! و این یه توفیقه اجباریه که ما باید توی شهر دکتر مموتی درس بخونیم و هی این 96 لعنتی رو ببینیم!
    در مورد هواپیما هم که دیگه چی باید گفت؟؟فقط میگم که خدا بهتون رحم کرده!یه قربونی چیزی بکشید که این خطر از سرتون گذشته!

  11. B.a.N.a.F.s.H.e می‌گوید:

    سلام.عیدتون مبارک
    خیلی وقت بود می خواستم بیام ولی کامپیوترم گویا قاطی کرده بود
    نمی تونستم وارد وبلاگتون بشم
    سال خوبی داشته باشید

  12. B.a.N.a.F.s.H.e می‌گوید:

    ما که امسال قید هواپیما رو زدیم تو سفر عید

  13. غريبي آشنا می‌گوید:

    سلام
    اول از همه تولدت مبارك البته با كمي تاخير . خواستم تبريك بگم ولي ترجيح دادم از اينجا باشه .
    دوم سال نو مبارك .
    سوم شايد به اميد ديدار …

  14. کمیاب می‌گوید:

    ممنونم بنفشه عزیز

    شما هم سال خوبی داشته باشی .

    غریب آشنا ، نمیدونم کی هستی اما حتماً آشنا هستی دیگه ، سال نو شما هم مبارک

    انشالله

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s