آرش صادقی، مظلوم فراموش شد !

در


شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۰۰:۳۵

شب بود و در دفتر کارم مشغول بودم که جمعی از دانشجویان – دوستان آرش – به دیدارم آمدند، از این که از آرش خبری ندارند، از این که هنگام ریختن مامورین به خانه مادرش فوت کرده است، آرش 18 ماه حبس را تحمل می کند و پس از آزادی به خانه پدر راه ندارد و پدر ساکش را زیر بغلش می گذارد و او را از خانه بیرون می کند، شاید او را مقصر مرگ مادر می داند! پدرش یک نظامی است، شاید از آینده خود هراس دارد !

او به خانه پدر بزرگ می رود و اینبار پدر بزرگ را هم دستگیر می کنند، اینک برای دومین بار آرش در زندان است، او را به سلول انفرادی برده اند و 9 ماه است که از او خبری نیست، نمی دانیم اتهامش چیست؟ دادگاهش کدام است؟ و چرا انفرادی است؟ چرا هیچ کس خبری از او ندارد؟ این فراموشی دردناک است، او ملاقاتی هم ندارد، ایکاش می توانستم به جای پدرش به دیدارش بروم… آخر فرزند من، هم سن اوست … اما نمی گذارند، فقط بستگان درجه اول را می پذیرند.

در این جا می خواهم به پدر آرش بگویم، دل که از سنگ نیست، به سراغ پسرت برو …

از بستگان آرش هم می خواهم که از پدرش چنین بخواهند.
مهدی خزعلی – تهران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s