رضا رشید پور از ننه صنوبر می گوید

در

رضای رشیدپور را همگی میشناسیم ، سالها در جلوی دوربین های تلویزیونی برای ما برنامه های زیادی را اجرا نموده بود و اکنون بعد از مدت ها رضای رشید پور را در خانه اش و جلوی لپ تاپش می بینیم که اقدام با انتشار ویدئوهای خانگی با موضوعات مختلف فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی کرده است …

صفحه فیس بوک رضای رشید پور را میتوانید از [ اینجا ] و کانال ویــدوئی وی را نیز میتوانید از [ اینجا ] ببینید .

وی امروز در صفحه ی فیس بوکش دست نوشته ای را منتشر کرد که مربوط میشود به ننه صنوبر ، پیرزنی که در محله ی یافت آباد برای اینکه بتواند خرج زندگیش را در بی آورد نقاشی می کشید و نقاشی هایش را می فروخت …

به دلیل اینکه فیس بوک در ایران فیلتر میباشد و این روزها به دلایلی خیلی از دوستان امکان دسترسی به این شبکه ی اجتماعی را ندارند ، با اجازه ای که از شخص رضای رشید پور گرفتم ، دست نوشته اش را عیناً در اینجا منتشر میکنم که  الباقی دوستان هم بتوانند آن را بخوانند و بدانند که آخر سر چه بر سر ننه صنوبر شهر تهران آمد .

—————

سلام

دوستان نازنین چند روزی است که پس از پخش ویدیو های بنده عده ای به صورت سازمان یافته در حال انتشار یک مطلب در سایت های مختلف هستند که چون به من دستور داده اید که زمان ویدیو ها را صرف پاسخ دادن به این و آن نکنم لذا ضمن انتشار کامنت یاد شده متن پاسخ خودم را هم تقدیم کرده و قضاوت را به وجدان آگاه شما می سپارم :

morteza noormohamadi : واقعاً حقا که آفتاب پرستی، توی هر لباس و موقعیت در فکر سوئ استفاده هستی. اینجا به چی رسیدی؟ ننه صنوبر بدبختو که چزوندی و هر چی کمکای به قول خودت و خواهرت بشردوستانه بودو همه رو کشیدی بالا. مال مردم خوری حال میده نه!می خوام یه واقعیتو بگم واسه همه دوستایی که تو رو نمی شناسن.

اکثر مردم ننه صنوبر رو می شناسن، همون پیرزن 80 ساله ای که جلوی امامزاده حسن تو یافت آباد نقاشی می کشه و می فروشه نقاشیاشو که محتاج این موجودات به اصطلاح خیّر نشه.پارسال یه مستند دربارۀ ننه صنوبر ساختم.واسه ساختن این مستند مجبور شدم یه چند ماهی رو با ننه بگذرونم.ننه نه اوضاع خونوادگی درست و حسابی داشت نه شرایط اجتماعی خوبی. وقتی شوهرشو از دست میده بچاهاش خونۀ پدری رو می فروشن سهم ننه رو بالا می کشن ننه از بچه هاش شکایت می کنه اونا هم نامردی نمی کنن دست و پای ننه رو می بندن می برن امین آباد واسه اینکه واسه قاضی محرز بشه ننه مشاعرشو از دست داده و سهم الارث این بدبختو بکشن بالا. بماند که چه بدبختیایی ننه کشید و اومد بیرون و از سهم 200 میلیونی فقط تونست 2 میلیون بگیره.میره انتهای یافت آباد یه اتاقیو اجاره میکنه و واسه گذران زندگیش مجبور میشه نقاشی کنه و نقاشیاشو بفروشه. با خودم گفتم فیلمو پخش می کنم و بخشی از فروش اونو میدم به ننه که بدبختی مجوز پخش ندادن گفتن سیاه نمایی می کنی. با ننه صحبت کردم که واسش یه نمایشگاه از نقاشیاش بذارم شاید از فروش اونا چیزی عایدش بشه که سرو کلۀ این موجود پیدا شد .خب موقعیت خوبی بود واسه خوردن و خودی نشون دادن. اومده بودن 200 تا از نقاشیای ننه رو گرفته بودن به اسم نمایشگاه، بعد تو شبکۀ کذاییش شروع کردن به پروپاگاندا کردن اینکه ما (رشید پور و دار و دسته ش) می خایم به این پیرزن بدبخت کمک کنیم و فلان وبهمان. عواطف مردمو جریحه دار کردن و همه رو کشوندن گالری نهاوندیان توی خیابون میرداماد.ظاهرن همه چی به ظاهر خوب بود.تا وقتی که رفتم و با خواهر این اقا صحبت کردم یکی از نقاشی های ننه که پرچم ایران بود نظرم رو جلب کرد روش زدن یک و نیم میلیون فروخته شده به کافه آسمان در اصفهان.از خواهرش پرسیدم پول این تابلو رو دادین به ننه گفت نه آقای رشید پور هزینه بیمارستان ننه صنوبر رو با این پول پرداخت کرده به بیمارستان دی.با اینکه میدونستم هزینه بیمارستان ننه 175000 تومان بیمارستان شهدا یافت اباد بوده که مستنداتش هم هست!قیمت هر تابلو صد هزار تومن یا هرچی که خریدار تمایل داشت.خدا میدونه چقدر فروخته شد و به جیب کی رفت؟از ننه پرسیدم چقدر بهت دادن؟گفت هیچی.جملات ننه رو میگم که عینا در جواب اینو به من گفت: نمایشگاه همش کلکه هیچی به من ندادن خدا به سر شاهده که همه اینا توی فیلمم هست!من فقط میخوام یه یه چیز رو بگم

آقا پسر این همه ارا و اطوار واسه چیه؟ چرا خودتو می خوای موجه جلوه بدی؟ تو هم مثل همونایی که از هر شرایطی ، از بدبختی مردم به نفع خودشون استفاده می کنن.فقط یه چیزی ازت می خوام بپرسم. اون نمایشگاهی که واسه ننه صنوبر راه انداختی و اونهمه تو بوق و کرنا کردی که مثلا تو هم می خوای یه کار بشر دوستانه انجام بدی کمکای نقدیش چی شد؟ پولی که جمع شد کجا رفت؟ نگو دادی به ننه که داری دروغ می گی.نقاشی های اون بدبختو مفتی مفتی ازش گرفتین بعد دونه ای 100 هزار تومن فروختی، همت عالی.نقاشی پرچم ایرانشو یادته که به قول خواهرت از محل فروش 1/5 میلیون تومانی اون به کافی شاپ اصفهان خرج بیمارستان ننه رو دادی اونم تو بیمارستان دی!!! آخه چرا دروغ می گی؟ فیلمش هست . هزینه بیمارستان اون بدبخت 175 تومن شد اونم خودش جور کرد داد تو بیمارستان شهدا – یافت آباد.چرا دروغ می گی؟ چرا از عواطف مردم سوئ استفاده میکنی. تمام اسنادش هست. خدا ازت نگذره که انقدر کلاشی.موجوداتی مثل تو این کشور رو به گند کشیدن، حیفه بهت بگم آدم!

اما پاسخ من

:@morteza.noormohammadi : سلام دوست نازنین…اولا که از توجه و وقتی که گذاشتی ممنونم . دوما یادمان باشد که قضاوت یک طرفه همیشه ساده است و قاضی به مطلوب خود می رسد ! سوما علیرغم آنکه می دانم شما که هستید و کدام ارگان خاص مجوز ساخت این مستند را به شما داده و شما را حمایت مالی کرده تا با پخش این شایعه به گمان خودتان ضربه ای به من بزنید اما به رسم خویشتن داری بیش از این نمی گویم و چون شبهه های دیکته شده ی برادران را در صفحه شخصی من منتشر کرده اید من هم در چند جمله پاسخ می دهم چرا که العاقل بالاشاره :

1- در صداقت من همین بس که علیرغم آنکه می توانستم کامنت شما را از این صفحه پاک کنم اما به احترام وقتی که گذاشته اید این کار را نکردم .

2- خودتان بهتر از همه می دانید که استقبال شدید مردم از آن فراخوان و تجمع هزاران نفر در یک گالری صد متری چنان وضعیتی بوجود آورد که حتی نفس کشیدن برای حضار سخت شد چه رسد به تماشای تابلو ها و خرید !!!

3- تنها یک ساعت پس از تجمع هزاران نفر از مردم پلیس ضد شورش با تحریک دوستان همفکر حضرتعالی وارد کار شد و ضمن متفرق کردن مردم کار به بازداشت بنده به جرم دعوت از مردم برای تجمع کشید . نهایتا نمایشگاه بلافاصله تعطیل و گالری که اشاره کردید به مدت طولانی پلمپ شد

4 – تمام نقاشی های ننه صنوبر به همراه قاب های چوبی که جهت تهیه آن نزدیک به دو میلیون تومان از حساب شخصی خودم هزینه کرده ام اینک در دفتر کارم موجود است . بر طبق صورت جلسه پلیس حتی یک تابلو هم از تعداد تابلوهای وارد شده به گالری کم نشده که اگر حضرتعالی مایل باشید همه آنها را برایتان می فرستم تا سعادت نگهداری آنها نصیب شما شود !

5- آنچنان با سوز و گداز از ننه صنوبر گفته اید که واضح است تحقیقتان در مورد ایشان در حد چند دقیقه فیلم برداری سفارشی جهت تخریب بنده بوده وگرنه مطلع می شدید که ایشان فرزندانی دارند که سطح مالی نسبتا خوبی داشته و هرکدام از ایشان با خودروی پژو و پراید تردد کرده و اتفاقا پیش از شما پی گیر منافع نمایشگاه شدند که چون منصف تر از شما بودند با احترام و کمی هم شرمندگی و تشکر جلسه را ترک کردند

6- بابت هزینه های مقدماتی و تبلیغات نمایشگاه نزدیک به هشت میلیون تومان دیگر از حساب شخصی بنده هزینه شد که آن را هم به نیت خیرخواهی هرگز پی گیری نکردم .

7- ای کاش به عنوان یک مستند ساز حرفه ای کمی به خود زحمت می دادید و قبل از نشر این اکاذیب توضیحات من را هم به فیلمتان اضافه می کردید که شرافتتان را ارزان نفروخته باشید …

8- کسانی که من را می شناسند می دانند که به لطف حضرت حق به لحاظ مالی محتاج کسی نیستم و به هیچ کس در این دنیا ریالی بدهی ندارم و پرونده ام شفاف تر از آن است که کج فهمی یک دوست مثلا مستند ساز خدشه ای به آن وارد کند .

در پایان به عنوان کسی که سال هاست در این حرفه مشغول هستم از شما دوست جوانم می پرسم که هزینه ی چندین میلیون تومانی ساخت این مستند را چه کسی در اختیارتان قرار داده ؟ لابد برای دلتان و برای ارائه هنرتان و از جیب مبارک پدرتان ساخته اید ؟!

دوست نازنینم مشکل این کشور من نیستم . اتفاقا تو هم نیستی . بلکه کسانی هستند که به ما آموختند که شرفمان را به پای آدم فروشی و تخریب شخصیت دیگران بفروشیم . به ما آموختند که هر کسی کمی محبوبیت دارد حتما ضد انقلاب است و به لجن کشیدن او از هر راهی که ممکن است ثواب دارد …………….. دوست جوان من …

اگر می خواهی مطرح شوی و در قلب مردم جا داشته باشی روش هنرمندی را از شجریان بیاموز و نه از ده نمکی … شاد باشی .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s