مجازیت

در

حواسمون نیست و داریم روز به روز بیشتر توش غرق میشیم، داره همه چیمون رو ازمون میگیره و ما باز هم وابستگی مون رو داریم حفظ میکنیم.

امروز دوستم گفت: «هر وقت من تونستم سوپ رو از نت دانلود كنم و بريزه تو كاسم و من بخورم، اون وقت به پيشرفت تكنولوژي ايمان ميارم «.

جمله اش در ظاهر خیلی خنده داره اما در واقعیت همینجوری بود، یادم میاد ترکیه که بودم چند تا از دوستام اومده بودن خونه ی من، تو اتاق هرکی داشت کار خودش رو میکرد و من توی اتاق خودم بودم، که دیدم اسکایپم زنگ خورد و در کمال تعجب دیدم میثم از اتاق بغلی بهم زنگ زده، وصل شدم و بهش گفتم چی شده؟

گفت: «داری میایی اینور میتونی یه لیوان آب برای من بیاری»، فکرش رو بکن ؟ چقدر وقت صرف کرد که کال کنه و منتظر موند که من جواب بدم و در آخر این رو از من خواست و وقتی بهش گفتم: خودت چرا نرفتی، گفت من دارم توی فیسبوک مطلب مینویسم.

ایران که بودم یروز داشتم توی خیابون تخت طاووس به سمت شریعتی راه میرفتم، نرسیده یه سهروردی یه دختری رو دیدم که سرش تا گردن توی موبایلش بود، راه می اومد و تکست میزد، نرسیده به خیابون یهو از جلو چشمام در آن واحد غیب شد و دیدم که افتاده توی جوی آب، به همین وقت عزیز قسم.

خود من هم همینم، مدام سرم توی گوشیمه و دارم با سوشیال مدیا ها کار میکنم، یروزی به خودم گفتم: علی بیا زمان بگیر ببین تموم اکانت هات رو اگر بخوایی فقط چک کنی و آپدیت کنی و جواب مسیج ها و ایمیل ها رو بدی، کلاً چقدر در یک روز طول میکشه. باورتون شاید نشه اما من 27 تا اکانت رو در طول یک ساعت و نیم همه ی کارهاشون رو انجام میدادم و میدیم که بیست و دو ساعت و نیم الکی و بیهوده وقتم رو دارم صرف این مسخره بازی های مجازی میکنم.

تلاش کردم که کمترش کنم و از وقتی که به امریکا اومدم خب کمتر شده، اما اینجا هم که در دانشگاه و خیابون مردم رو میبینم متوجه میشم فقط ما بی رویه از اینترنت استفاده نمیکنیم و اینجا هم بالای 60 درصد جامعه سرشون توی موبایل و سوشیال مدیا و کامپیوترهاشون هست، حالا یسری هاشون بیزینس میکنن اما خیلی های دیگه نه، فقط وقت میگذرونن.

مجازیت داره نابودمون میکنه، مجازیت داره یه مشت آدم عصبی رو تحویل جوامع میده، انسانهای سرخورده ای که نه اینروزها معنی عشق رو میفهمن و نه معنای زندگی رو، اکسیژن یکنواخت اتاقشون رو ترجیح دادن به قدم زدن توی خیابون، لذت هم آغوشی رو از توی تخت یا هرجای دیگه ی اتاقشون منتقل کردن به اسکایپ و وایبر و هر چیز دیگه ای، خرید کردن از توی مغازه ها رو دارن کم کم فراموش میکنن و ترجیح میدن بدونه تن زدن به لباس به صورت آنلاین بخرنش و اگر خوششون نیومد پرتش کنن کنار اتاق، و یه عالمه مثال و مورد مشابه.

مجازیت داره تنهامون میکنه، تنهای تنهای تنها.

1 دیدگاه مال خودتان را بیفزایید

  1. رنگین کمون می‌گوید:

    هیچوقت فکر نمیکردم انقدر قشنگ بنویسی…من اهل لینک دادن نیستم اما گذاشتم ت توی لیست وبلاگ دوستان…اینجوری خودمم می خوونمت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s