خشك نشد.

در

روزي كه خريدمش خيلي تازه و سر زنده بود، پر بود از شاخ و برگ و ميون اون همه گلدون اساسي خوش رقصي ميكرد، شديد چشمم گرفته بودش و آخر سر
خريدمش.

سيستم نگه داريش با گلهاي ديگه متفاوت تر بود و يكم قر و ناز و ادا و اطفاري تر بود، روزي يه كوچولو آب لازم داشت كه سر زنده تر باشه، با خودم قرار گذاشته بودم كه بيام و بواسطه ي تنظيم آب دادن بهش زمان بندي هاي خودم رو هم سر و سامون بدم.

چند روز اول مث تموم قول و قرارهايي كه با خودت ميگذاري خوب بود و يه پايبندي خاصي داشتم بهش پيدا مي كردم كه زد و مهمون برام اومد و كلهم همه چي رو يادم رفت، حتي اين گلدون بي نوا رو، يهو مه بخودم اومدم تا بهش دست زدم ديدم برگاش خشك شده و اميدي به زنده موندنش نيست.

خبط كرده بودم و كم كاري، زندگيش رو بخطر انداخته بودم و وجدانم درد گرفته بود، غصه مي خوردم نه به حال اون بلكه به حال خودم كه عرضه ي نگه داري از يه گلدون رو هم ديگه ندارم.

نشستم برگاي خشكش رو چيدم و از اون گلدون پر از برگ فقط موند دوتا شاخه با سر جمع بيست تا برگ نيمه جون، سه هفته هست كه مراقبش هستم و مدام دارم بهش ميرسم تا جبران كم كاري و كم توجهيم بشه، خوشحالم چون جوونه زده و داره دوباره رشد ميكنه، نمي خوام دوباره از بين ببرمش و نابودش كنم، بايد بشه مث روز اولش حتي خيلي هم بهتر، چرا كه نه …

روزاي فعلي روزاي خوبي براي من نيستن، فقط دارن ميگذرن و منم هر روز كه بيدار ميشم، مي افتم دنبال كار پيدا كردن و گاهي عصبي ميشم و گاهي بيخيال، اما خب هنوز نا اميد نشدم و دارم مي گردم، اگر اون گلدون نيمه جون تونسته دوباره سبز بشه، منم پس بايد بتونم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s